دکتر منصوریان در آغاز سخن، پیشنهاد کرد که به عنوان یک کار نمادین، اعضای هیات مدیره دو انجمن به  عضویت انجمن مقابل درآیند. ایشان با اشاره به فعالیت های کمیته پژوهش انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران، تمایل خود را به همکاری با کمیته پژوهش انجمن کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی نشان داد و گفت نباید خیلی نگران اصولی کار کردن و پایه و بنیاد باشیم، بهتر است قدم اول را برداریم، کمیته های انجمن ها با یکدیگر پیوند برقرار کنند و در همایش های یکدیگر شرکت کنند تا بتوانند قدم های بهتری برداند که راه درازی در پیش رو داریم که نیاز به همت دارد. دکتر خسروی نیز با اشاره به این جمله که « دو صد گفته چون نیم کردار نیست» اذعان داشت که از کلی گویی ها فاصله گرفته شود و یک مورد خاص تعریف شود و در آن یک مورد کار مشترک انجام شود. شروع مشترک یک کار باعث می شود که کار با یکدیگر را یاد بگیریم. در ادامه ایشان به لزوم استانداردها در حرفه کتابداری و اطلاع رسانی اشاره کرد و گفت :«یکی از اقداماتی که هر دو انجمن می توانند به آن بپردازند، استاندارد هاست.» کاظم حافظیان در ادامه بحث به مسئله نقد در حرفه پرداخت و گفت:« دو انجمن می توانند به نقد مسائل حرفه و گروه های آموزشی بپردازند و عملکرد وزارت علوم و وزارت بهداشت را در تشکیل گروه های کتابداری و اطلاع رسانی بدون توجه به مولفه های یک گروه آموزشی استاندارد، مورد نقد منطقی قرار دهند و از سوی دیگر به تدوین مولفه های یک گروه کتابداری و اطلاع رسانی قابل قبول بپردازند. چنین حرکتی می تواند از سوی دو انجمن و با همکاری و هم فکری صورت گیرد که در این صورت قدرت هر دو انجمن، چندین برابر می شود.»

عباس میرزایی نیز با تاکید بر آغاز فعالیت ها ، به امکانات موجود در دو انجمن اشاره کرد و پیشنهاد داد تا دو انجمن بتوانند از امکانات یکدیگر، مانند امکان چاپ نشریه، سالن همایش، استاد برای برگزاری کارگاه و ... بهره گیرند تا به نحوی همکاری های دو انجمن در سطح جامعه دیده شود و به طور همزمان برای کارهای پیشرفته تر برنامه ریزی شود. خانم خراسانچی نیز بر مباحث عملیاتی و اجرایی کردن کارها تاکید کرده و توصیه کردند که کارها را به گونه ای پیش ببریم که کمتر دچار بروکواسی اداری شوند.

ابراهیم عمرانی به اشتراکات میان دو انجمن اشاره کرد و بر لزوم تشکیل جلسات مشترک کمیته های دو انجمن تاکید نمود تا محورهای همکاری در سطح کمیته ها مشخص شود. دکتر فتاحی به کارهای کلانی که دو انجمن می توانند با همکاری یکدیگر انجام دهند اشاره کرد و گفت: « ابتدا باید زمینه های کلان را مشخص کنیم و بعد به محورهای خرد بپردازیم.»

دکتر قاضی میرسعید با جمع بندی مطالب مطرح شده، گفت آنچه تا کنون به آن اشاره شد، شبیه به پروازهای داخلی است و باید دید که نگاه به پروازهای برون مرزی چگونه است؟ نگاه تشکیلات سازمان ها به حرفه کتابداری و شناخت جامعه از حرفه از جمله مباحث موکد ایشان مطرح شد . او معتقد بود که باید نگاه و نگرش جامعه و مسئولین را نسبت به حرفه حساس کنیم تا جنب و جوشی ایجاد شود که فعالیت های حرفه نیز متاثر از آن بازخورد بهتری داشته باشد. او در ادامه به اعتماد به نفس پایین کتابداران چه در دوران تحصیل و چه در حال اشتغال اشاره کرد و گفت: باید این مسئله را جدی گرفت و منزلت حرفه را در جامعه ارتقا داد. فتاحی ضمن تایید صحبت های قاضی میر سعید گفت: «خوشبختانه ما نیز چنین دغدغه ای داشته ایم و اقداماتی نیز در این زمینه صورت گرفته است که از جمله آنها می توان به نامه ای که به آقای خاتمی نوشته شد تا درتمام کشور، سمت کتابدار به غیر کتابدار داده نشود و  اقدامات مشابهی که در زمینه آزمون کارشناسی ارشد، مدیران غیر کتابدار و مسائل وزارت ارشاد و نمایشگاه کتاب نیز صورت گرفته است، اشاره کرد. در انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران سعی بر این بوده است که از 4 جنبه درونی، بیرونی، انسجام و هویت به مسائل کتابداری و اطلاع رسانی نگاه شود.» ابراهیم عمرانی نیز بر مسئله منزلت تاکید نمود اما شروع کارهای عملیاتی را توصیه کرد و گفت: منزلت اجتماعی در حرفه کتابداری و اطلاع رسانی اولویت دارد اما آموزش عملیاتی تر است. پژوهش هایی که در زمینه اولویت های حرفه صورت گرفته است نیز بر آموزش تاکید دارد. داریوش علیمحمدی در تایید سخنان عمرانی گفت:« وقتی داشنجویی را تربیت می کنیم که مهارت لازم را ندارد، نباید انتظار داشته باشیم که اعتماد به نفس لازم را داشته باشد.»

دکتر قاضی میرسعید ضمن تایید اهمیت مسئله آموزش، بر مسئله منزلت بار دیگر تاکید کرد و گفت : « می توان حرکتی دو سویه داشت و مسائل را در کنار یکدیگر و براساس یک سیاست منطقی و علمی به اجرا درآورد. خط های تولید موفق، همه امکانات خود را به یک کالای خاص اختصاص نمی دهند.» او ادامه داد: « مسئله آموزش، مسئله ای است که 30 سال قبل باید به آن می پرداختیم. امروز حرفه با مسائل دیگری نیز روبرو است که باید بر آنها تاکید کرد.»

عمرانی با اشاره به 3 پژوهش مهم منزلت اجتماعی کتابداران در ایفلا، کانادا و رژیم اشغالگر قدس، وضعیت منزلت حرفه را در این تحقیق ها نیز بسیار پایین تلقی کرد و گفت : «آنچه در این پژوهش ها به عنوان راه حل ارائه شده است، مقوله آموزش است.»

دکتر منصوریان با توجه به مباحث مطرح شده، انجمن را به پرچمی تشبیه کرد که برای کسانی که خارج از رشته هستند به عنوان نماد حرفه و برای کسانی که در داخل حرفه اند، به عنوان محلی است که زیر سایه آن حرکت کنند. او محصور شدن کتابداران در چارچوب کتابخانه را باعث ایجاد فاصله میان حرفه و جامعه دانست و گفت: « حیات حرفه کتابداری و اطلاع رسانی، یافتن جایگاه بین رشته ای حرفه است که باید برای آن رویکردی جدید اتخاذ کرد و واکنش های حساب شده ای نشان داد.»

دکتر مرادی با جمع بندی بحث به این مطلب اشاره کرد که ما در جایی صحبت از منزلت کتابدار می کنیم که وقتی سند راهبردی توسعه فرهنگی جامعه را می نویسند، یادشان می رود که کتاب و کتابخانه را در آن لحاظ کنند، کل بودجه تخصیص یافته به پژوهش در نظام آموزشی به نیم درصد نمی رسد و پایان نامه ها در حال خاک خوردن است. بنابراین نمی توان گفت که همه مسائل تقصیر ماست. نظام آموزشی آنطور که بایسته و شایسته است، عمل نمی کند و نظامی بسیار محافظه کار است که با تغییرات اجتماعی هماهنگ نمی شود. همه این مسائل را باید در کنار هم ببینیم و نگاهی چند بعدی داشته باشیم. باید حیطه های کاری مشترک و نیز حیطه های غیر مشترک را در کنار هم ببینیم. بهترین کار این است که یک قدم به جلو برداریم و کمیته ها از برنامه های یکدیگر آگاه شوند و نقاط اشتراک و افتراق آنها مشخص شود.»

در پایان جلسه مقرر شد که تفاهم نامه ای توسط دکتر منصوریان در ظرف یک هفته آماده شود و برای هریک از اعضا فرستاده شود. هریک از اعضا درباره آن نظر دهند و نتیجه کار که حداقل 20 نفر برآن نظر می دهند، بندهایی باشد که برای هریک از آنها تعاریف عملیاتی صورت گیرد.